عضو شوید
عضویت سریع
آمار مطالب
آمار کاربران
کاربران آنلاین
آمار بازدید
دل من بسته به آن صحن و سرایت
تو شدی شاه و من افتاده به پایت
در سرم پر شده از حال و هوایت
پادشاها ؛ ملکا ...
گاه نگاهی تو بیفکن به گدایت
بشود کاش شبی گوشه ی صحنت
بکنم جان و دل و روح و سرم را بفدایت ...
آقا جانم مولای مهربانم ...
RSS