نوشته شده توسط : linklinki

دل من بسته به آن صحن و سرایت 

تو شدی شاه و من افتاده به پایت 

در سرم پر شده از حال و هوایت 

پادشاها ؛ ملکا ...

گاه نگاهی تو بیفکن به گدایت 

بشود کاش شبی گوشه ی صحنت 

بکنم جان و دل و روح و سرم را بفدایت ...

 

آقا جانم مولای مهربانم ...




:: بازدید از این مطلب : 475
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یکشنبه 23 تیر 1398 | نظرات (0)
مطالب مرتبط با این پست
لیست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


data-aos="flip-right"

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

حساب کاربری ندارید؟